تبليغاتX
دختران شرقی
زندگی برای آنکه حس می کند تراژدی، و برای آنکه می اندیشد کمدی است!

باز هم شبهای احیا . شبهای استجابت و انابت دعا ، شبهای خونه تکونی دل و تا سحر با خدا درد دل کردن . برای این شبهای عزیز به یاد برادرم "محمد" بخش هایی از دست نوشته های شخصی خودش را انتخاب کرده ام .باشد که برای خود من و دیگران هم زنگ خطری شود .

اون لحظه هایی که خیلی دلتون شکست ، ما رو هم از دعای خیر خودتون فراموش نکنید . التماس دعا .

 "خدايا...اي سر چشمه ي همه ي نيكي ها ...اي چشمه ي نوراني محبت...اي همه ي بي نيازي مرا ببخش و بدان كه بي تو پوچم.مرا ببخش و بدان كه بي تو هيچ ارزشي ندارم.اي سراي هستي و اي روشنايي بدان كه تشنه ام.تشنه ي نيكي و تشنه ي محبت،تشنه ي صداقت و به دنبال چشمه ي زلال رحمت تو در كوير اين جهان هستي، اين جهان سخت گير كه هر روز همه را در خود دفن مي كند.مرا سيراب كن اي خدا و بدان كه سيرابم از گناه،از بدي،سيرابم از دروغ.براي تسكين روح، مرا رها كن اي بخشاينده.

هر روزكه فردي ازآشنايان ما از دنيا مي رود و دار فاني را وداع مي گويد زنگ خطري است براي ديگران كه هوشيار باشند.هرروز كه فردي جان به جان آفرين تسليم مي كند زنگ خطري است كه مي گويد بي مروت ترين جهان همين جهان هستي است كه رحم نمي كند.مي آورد و مي بلعد و با تو كام خود را شيرين مي كند و تو را سر در گم مي سازد.اي خدا،اي تو كه در وصف نمي گنجي نجاتم ده كه تنها دل به تو بسته ام. راه و بيراه را نشانم ده و مرا از كيفر سخت در قيامت نجات ده ، یا ارحم الراحمین ."

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/20ساعت 9:0  توسط منا   | 

    روزهاي سختي را پشت سر گذاشتم.... خيلي سخت ....و حالا پس از گذراندن 28 روز از تلخ ترين و وحشتناك ترين روزهاي زندگيم ، با كوله باري از تجربه هاي تلخ و غم انگيز كه به بهاي از دست دادن برادر 22 ساله ام كسب شد باز به وبلاگم برگشتم . برگشتم تا مجددا نبض وبلاگم را به جريان در بياورم و زندگي را از سر بگيرم . نمي دونم كي مي تونم به شرايط قبلي ام برگردم . حتي نمي دونم چطور تا به حال تونستم با اين شرايط كنار بيام . شايد اگر همدردي و كمك دوستانم نبود هرگز نمي تونستم برگردم .

از همه ي دوستاني كه در اين مدت با ايميل ها و پيامهاي تسليتشان ابراز همدردي كردند و موجب تسلي و تشفي خاطرم شدند صميمانه تشكر مي كنم .از نظر روحي اصلا در شرايطي نيستم كه بتونم همه ي پيامها را جداگانه پاسخ بدم . اما مطمئن باشيد كه تك تك پيام ها را با دقت مطالعه كردم و محبتتان را به خاطر سپردم .

همين طور از همكلاسي هاي خوبم كه در همون روزهاي اول قبول زحمت كردند و براي ابراز همدردي تا خانه آمدند كمال تشكر و امتنان را دارم .

از فاطمه ي عزيز كه تحت اون شرايط كتابهاي زيبايي رو بهم هديه داد و كلي باعث آرامش خاطرم شد ، از خانم جلالي دوست داشتني كه تقريبا هر روز تلفني با من در تماس بود ، از ليلي مهربون كه مثل يك خواهر در كنارم بود و آرومم مي كرد ، و خلاصه از همه ي كساني كه كمك كردند تا دوباره به زندگي عادي برگردم ممنونم .

در پايان هم از دوست خوب و محترمم كه با نام مستعار شلم شوربا در اينترنت مطلب ثبت مي كنه و در اين يك ماه مسئوليت مدیريت وبلاگم رو به عهده داشته بينهايت متشكرم .

به هر حال اميدوارم من و خانواده ي داغدارم توانسته باشيم از اين آزمايش الهي سربلند بيرون بيايم .

" و البته شما را به سختي هايي چون ترس و گرسنگي و نقصان نفوس و اموال و آفات زراعت بيازماييم و بشارت و مژده صابران راست . آنان كه چون به حادثه سخت و ناگواري دچار شوند صبوري پيشه گرفته و گويند : ما به فرمان خدا آمده و بسوي او رجوع خواهيم كرد . آن گروهند مخصوص الطاف الهي و رحمت خاص خداوند و آنها به حقيقت هدايت يافتگانند "

آيات 155 تا 157 سوره ي بقره .

+ نوشته شده در  جمعه 1385/07/14ساعت 7:54  توسط منا   |