تبليغاتX
دختران شرقی
زندگی برای آنکه حس می کند تراژدی، و برای آنکه می اندیشد کمدی است!

حدود سه هفته از پست قبلی وبلاگم می گذره!

شاید دلیل اصلی تاخیرم در این مدت این بود که این روزها حرف تازه ای برای گفتن نداشتم. متاسفانه این ترم دانشگاه چنان فضای خواب آلوده ای داره که حتی وقتی بعد از سه ماه واردش می شی چیز تازه ای برای گفتن پیدا نمی کنی. به خصوص در واحد خواهران که بزرگترین رویداد دو هفته ی اخیرش نمایشگاه چادر و مقنعه بوده!
گفتنی های این نمایشگاه رو هم که ترم قبل به همراه عکس هاش در وبلاگ قرار دادم. این هم چیزی بود دقیقا از همون دست. اینجا می تونید پست سال پیش رو ببینید.

ولی خوب، دست خالی هم نیستم!
دیشب این افتخار رو داشتیم که در تالار وحدت شاهد اجرای نوازندگان و موسیقیدانان قمی باشیم! به زودی نقد یا شرح نسبتا جامعی رو از این مراسم تقدیم دوستان خواهم کرد. امید که پسند افتد!

****
پ ن: روی برد ورودی دانشکده دیدم که قرار بوده برای دیروز عصر مسابقه ی "قوی ترین دختران دانشگاه" در حیاط ورزشگاه برگزار بشه!!!
متاسفانه نتوستم بمونم و شاهد این مسابقه ی عجیب باشم. اگر کسی در مسابقه حضور داشته خوشحال می شم بنده رو هم در جریان بگذاره.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/30ساعت 12:11  توسط منا   | 

شب آمد، بر همه جا دامن گسترد و با خود خاموشی آورد،
من بر سر صخره ای به انزوا کشیده شده، نشسته ام
و در امواج هوا غوطه می خورم!

ارابه ی شب به سوی افق کشیده می شود،
اما اختران عاشق
در زیر پای من، با انوار سپید خود،
این فرش زمردین را سپید کرده اند!

ناگاه نوری از بام آسمان، از آن اختر شبگرد به زیر آمد
و بر پیشانی من نشست،
آرام چشمان مرا لمس کرد!

ای پرتو آرام بخش که از آن کره ی منور آمده ای
ای نور دل آویز، از من چه می خواهی؟
آمده ای که بر سینه ی سرد و آشفته ی من بتابی و
نوری به درون جانم برسانی؟

آمده ای که مرا به آینده آگاه سازی؟
به قلب خسته ای که تو را تمنا کرده است؟
ای نور ایزدی، تو فجری، تو سپیده دمی
از آن روزی که دیگر پایانی نخواهد داشت...!

                         "آلفونس دو لامارتین" (بزرگترین شاعر رمانتیسم فرانسه)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/10ساعت 12:56  توسط منا   | 

یه شب مهتابی از ماه مبارک رمضان، یه سفره ی افطار، و جمع دوستانی که بعد از سه ماه دوری، دور هم جمع شدند تا سومین سال با هم بودنشون رو جشن بگیرند!

طیبه جان بابت لحظات شیرینی که بهمون هدیه کردی ممنون! خسته نباشی!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/04ساعت 0:57  توسط منا   |